چکیده
زمینه. سکته مغزی شایعترین علت ناتوانی در جهان است و حدود نیمی از بیماران پس از آن دچار اضطراب بالینی میشوند. اضطراب یکی از شایعترین پیامدهای روانشناختی پس از سکته مغزی است که میتواند روند توانبخشی و میزان مشارکت بیمار در درمان را بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر قرار دهد. در سالهای اخیر، توجه به ابعاد معنوی سلامت در کنار ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی افزایش یافته است و معنویت بهعنوان منبعی برای امید، آرامش و تابآوری مطرح شده است. این مرور روایتی با هدف بررسی نقش باورهای معنوی در کاهش اضطراب بیماران مبتلا به سکته مغزی و تبیین تأثیر آن بر پیامدهای توانبخشی انجام شد.
روشکار. این مرور با جستجوی پایگاههای اطلاعاتی SID، PubMed، Scopus، Web of Science، MagIran و Google Scholar و با استفاده از کلیدواژههای «باورهای معنوی»، «اضطراب»، «سکته مغزی» و «توانبخشی» در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ انجام شد. در نهایت، ۱۸ مطالعه واجد شرایط برای تحلیل و بررسی نقش اضطراب و باورهای معنوی در مداخلات توانبخشی بیماران مبتلا به سکته مغزی انتخاب گردید.
یافتهها. مطالعات نشان دادند که اضطراب میتواند با کاهش انگیزه، اختلال در مشارکت درمانی و تضعیف پیامدهای عملکردی، روند توانبخشی بیماران سکته مغزی را مختل کند. از دیدگاه فیزیولوژیکی، اضطراب مزمن با افزایش سطح کورتیزول، سرکوب سیستم ایمنی و افزایش التهاب همراه است که پیشآگهی درمان را کاهش میدهد. یافتهها همچنین بیانگر آن بودند که باورهای معنوی از طریق ایجاد معنا، امید، حمایت ادراکشده و تنظیم هیجانی، به کاهش اضطراب، افزایش آرامش روانی و کاهش استرس کمک میکنند. این باورها با کنترل استرس و فشار خون، میتوانند اثربخشی مداخلات توانبخشی را بهبود بخشند.
نتیجهگیری. به نظر میرسد توجه به ابعاد معنوی بیماران میتواند بهعنوان رویکردی مکمل در برنامههای توانبخشی پس از سکته مغزی مورد استفاده قرار گیرد و از طریق کاهش اضطراب، نقش مؤثری در بهبود نتایج درمانی ایفا کند. با این حال، انجام پژوهشهای بیشتر با روششناسی دقیق برای تعیین میزان اثربخشی و سازوکارهای اثرگذاری مداخلات معنوی ضروری است.