چکیده
زمینه. در چارچوب روانشناسی مثبتگرا، شناسایی عوامل مؤثر بر بهزیستی روانشناختی کارکنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. هوش معنوی بهعنوان یک منبع درونی و معناساز میتواند با تقویت نگرشها و رفتارهای مثبت شغلی، به ارتقای بهزیستی روانشناختی منجر شود. در این میان، رفتار شهروندی سازمانی بهعنوان رفتارهای داوطلبانه و فرانقشی، نقش مهمی در سلامت روان و اثربخشی سازمانها ایفا میکند. با این حال، نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی در رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روانشناختی کمتر مورد توجه پژوهشی قرار گرفته است.
روشکار. پژوهش حاضر از نوع توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود که 370 نفر از آنان به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه هوش معنوی کینگ، پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی اورگان و کانوسکی و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف بود. دادهها با استفاده از روشهای آماری همبستگی و تحلیل میانجیگری مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها. نتایج نشان داد هوش معنوی با رفتار شهروندی سازمانی و بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین رفتار شهروندی سازمانی و انعطافپذیری شناختی با بهزیستی روانشناختی کارکنان همبستگی مثبت و معناداری نشان دادند. یافتههای تحلیل میانجیگری حاکی از آن بود که رفتار شهروندی سازمانی نقش میانجی معناداری در رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روانشناختی ایفا میکند.
نتیجهگیری. یافتههای پژوهش از این فرضیه حمایت میکنند که ارتقای هوش معنوی میتواند از طریق تقویت رفتارهای شهروندی سازمانی، به بهبود بهزیستی روانشناختی کارکنان منجر شود. بر این اساس، طراحی برنامههای توسعه هوش معنوی و ترویج رفتارهای داوطلبانه سازمانی میتواند راهبردی مؤثر برای ارتقای سلامت روان و کارآمدی منابع انسانی در دانشگاههای علوم پزشکی باشد.